یادمه بچگی هام
وقتی می رفتم بهشت زهرا
سعی می کردم پام روقبرا نره !
تا رو یکیشون می رفت، جیگرم آتیش می گرفت
چشامو می بستم، تو دلم براش صلوات می فرستادم
چند سال گذشت..... من بزرگتر .... مرده ها بیشتر
قدیمی ها پوسیده تر ..... جدیدی ها با سنگ شکیل تر
نمی دونم امروز روی چندتا قبر پام رفت
برای چندتا یادم رفت صلوات بفرستم
اما راستش ، امروز یه چیزی فهمیدم
ما که دلمون نمی اومد حتی روی مرده ها پا بذاریم
این روزها چقدر راحت روی زنده ها واحساسشون پا می ذاریم
کاش همون بچه می موندیم ...
[ پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1392 ] [ 13:6 ] [ رسول ]
یادی کنیم از اموات..
خصوصا اونایی که هنوز زندن اما برامون مردن :D
[ چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1392 ] [ 15:10 ] [ رسول ]
چندتا از مهم ترین :
- اس ام اس دادن بدون نگاه کردن به موبایل ..
- خوابیدن در حالت نگاه کردن به کتاب ..
- کار گروهی در هنگام امتحان ..
- حرف زدن بدون تکون خوردن لب ..
- حضور در زمان غیبت ..
- توانایی خواندن مطالب کل ترم در کاغذی به ابعاد 4 در 40 :))))))))))))
[ پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1392 ] [ 18:43 ] [ رسول ]
آدما
خیلی بی ملاحظه شدن. دیشب همسایه پایینیمون ساعت سه نصف شب اومده دم در
خونمون رو محکم میزنه. باور میکنین سه نصف شب ؟؟؟ :| سه نصف شب !!!!
حالا شانس آورد که ما بیدار بودیمو داشتیم با دوستام گل کوچیک بازی میکردیم ولی به هر حال کلی ناراحت شدیم بی ملاحظه ها …
[ سه شنبه سوم اردیبهشت 1392 ] [ 0:39 ] [ رسول ]
یه یارِ باوفاتر از ایرانسل پیدا کردم که خعلی بیشتر پیگیرمه
.
.
.
.
.
دهکده عابی پارس :|
[ چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1392 ] [ 22:12 ] [ رسول ]
دختره نوشته : " نرو !! دردناک ترین التماس دنیاست !! :( "
اما به نظر من نرو یکی از بهترین نرم افزارهای رایت سی دیه :
[ شنبه بیست و چهارم فروردین 1392 ] [ 1:10 ] [ رسول ]
همیشه بترسید از آدمهایی که زود تر از موعد ابراز عشق میکنن !
چون همونا هستن که
زود تر از موعد ترکتون میکنن …
[ شنبه بیست و چهارم فروردین 1392 ] [ 1:9 ] [ رسول ]
یه قانونی هست که میگه :
.
.
.
.
.
.
...
یه مریضی میگیری که از هر یک میلیون نفر یه نفر اونو میگیره !
اما تو قرعه کشی بانک بین دونفر هم که باشه تو برنده نمیشی
[ شنبه بیست و چهارم فروردین 1392 ] [ 1:7 ] [ رسول ]
خیلی سعی کردم مث این فیلما دوتا بزنم تو گوش یکی,بعد یهو به خودش بیاد زندگیش عوض شه. منتها هر وقت اولیو زدم دومي رو خوردم ؟؟؟؟
[ پنجشنبه هشتم فروردین 1392 ] [ 15:47 ] [ رسول ]
یه سوالی هست که خدایی خواب رو از چشام گرفته !!!!
چرا رو جلد پفکا عکس حیوون میذارن؟
[ دوشنبه پنجم فروردین 1392 ] [ 2:11 ] [ رسول ]
زندگی به من آموخت هر چیز قیمتی دارد پنیر مجانی فقط در تله موش یافت میشه!
[ یکشنبه چهارم فروردین 1392 ] [ 2:18 ] [ رسول ]
عیدم عیدای قدیم
یعنی عیدای بچگیامون اونوقتا که 13 روز عید در حال شمردن عیدیمون بودیم, آخ که چه صفایی داشت !
چه روزایی داشتیم، کاش شونصد تا پیک نوروزی بهمون میدادن ولی یه بار دیگه
میتونستیم اون حس خوووب و استرس حل نکردن پیک رو تجربه کنیم ツ
یادش بخیر صب پا میشدیم بریم مدرسه میدیم عیده دوباره میخوابیدیم تا ظهر :)))
چه کارتون هایی که صبح تا شب پخش میکردن واسمون...اصن یه عید بودُ یه برنامه کودکش :)
یادش بخیر تقابل آجیل ها و شیرینی های محبوبمان و معده های کوچکی که به زور به یک مشت میرسید !
عاشق اون لحظه ای بودیم که مهمونا میرفتن … بعد با سرعت باد میومدیم میوه ها و شیرینی های باقیمانده رو میخوردیم :))))
الان دیگه عیدا هر چقدر هم خوش بگذره اندازه یه دقیقه عید بچگیامون لذت نداره !
عیدم عیدای قدیم..اصلا حتی یه ذره بوی نویی و دل شادی به آدم تلقین نشد.چقدر گذشته ها خوش بودیم و دلمونو به غصه ها نمیسپردیم!
.
[ جمعه دوم فروردین 1392 ] [ 3:9 ] [ رسول ]
92 جان !
خواهشا سال خوبی باش !
نذار چهار روز دیگه رومون تو رو هم وا شه!
[ جمعه دوم فروردین 1392 ] [ 1:8 ] [ رسول ]
دوستای گلم
در سال 1391 وقت های زیادی بودند که
من اذیتتون کردم
مزاحمتون شدم
ناراحتتون کردم اعصابتونو خرد کردم
معمولا پستای چرت و پرت گذاشتم
امروز فقط می خوام بگم که:
.
.
.
.
.
.
ادامه مطلب
[ پنجشنبه یکم فروردین 1392 ] [ 2:56 ] [ رسول ]
یادش
به خیر که چقدر با هیجان و گاه هول هولکی ، خودمان را آماده تحویل سال می
کردیم تا مبادا آن لحظه برسد و ما هنوز لباس نوهایمان را نپوشیده باشیم یا
موهایمان را شانه نزده باشیم و ....
دل دل کردن واسه گرفتن اولین عیدی از بابا :)
ساعت هایی که چه بخواهی و چه نخواهی ناخودآگاه به دوران بچگی سفر میکنی
..دورانی که وقتی حال و هوای عید به کلت میخورد تمام غمهات یادت میرفت !
ساعت هایی که هفت سین برای مدتی تمام زندگیت میشد !!
یادش بخیر صدای تیک تیک عقربه ثانیه شمار از یک دقیقه مانده به تحویل سال
پخش می شد و در نهایت صدای توپ تحویل سال پخش می شد و موسیقی قشنگ تحویل
سال و شیپورچی های حرم امام رضا و دعای "یا مقلب القلوب..." و به این ترتیب
، سال را با چه حلاوتی با تلویزیون تحویل می کردیم !
امسال از این حال
و هواها در رسانه ملی خبری نبود و خیلی از ایرانی ها متوجه نشدند که سال
کی تحویل شد و توپ تحویل را کی "در کردند" و ... انگار نه انگار که سالی
رفت و سالی آمد :|
امیدوارم سال جدید خیلی بهتر برگزار بشه
[ چهارشنبه سی ام اسفند 1391 ] [ 14:32 ] [ رسول ]
یشاپیش ...
کسايي که باهاشون يه رنگ بوديم و پشت سرمون هفتاد رنگ عيدشون مبارک ♥
کسايي که تو غمهاشون کنارشون بوديم و تو شاديهاشون فراموش شده عيدشون مبارک ♥
کسايي که دوستشون داشتيم و دلمون رو شکوندن هم عيدشون مبارک ♥
کسايي که رو زخمهاشون مرهم گذاشتيم و رو زخمهامون نمک پاشيدن عيدشون مبارک ♥
کسايي که واسشون مردونگي کرديم و واسمون نامردي هم عيدشون مبارک ♥
[ چهارشنبه سی ام اسفند 1391 ] [ 11:54 ] [ رسول ]
هيچ لذتي بالاتر از اين نيست ...
که جواب تلفن هاي کسي رو ندي ، که قبلا جوابتو نميداد ... ! :دی
قبول دارید؟؟؟
[ شنبه بیست و ششم اسفند 1391 ] [ 23:50 ] [ رسول ]
وقتی آدم یک نفر را دوست داشته باشد تنهاست.
چون نمیتواند به هیچکس جز به همان آدم بگوید که چه احساسی داردوقتی آدم یک نفر را دوست داشته باشد تنهاست.
چون نمیتواند به هیچکس جز به همان آدم بگوید که چه احساسی دارد و اگر آن ادم کسی باشد که تو را به سکوت تشویق کند, تنهایی تو کامل میشود . . .
[ شنبه بیست و ششم اسفند 1391 ] [ 23:49 ] [ رسول ]
اطلاعیه :
.
.
.
.
.
.
.
.
اونقدر که آیفون تصویری در ایام عید کارائی داره
تلویزیون و ماهواره و غیره کارائی نداره
جهت یاد آوری گفتم !چ
مهمان حبیب خداست
[ شنبه بیست و ششم اسفند 1391 ] [ 13:26 ] [ رسول ]
مــا اِمـسال آجیــل نمیــخـَـریــم کــه هیــچ!!!!!
مهــمــونـم بیـــاد خــونمـــون اِنقـــد بــا دَمپـــایـــی اَبــری
خیـــس میـــزنیــم تــو دَهنـــش تــا بمــیره بفهــمـه تعطیـــلاتـــ
عیـــد واســـه استــراحت نــــه صلـــه رَحــــــــــــــم :دی
[ شنبه بیست و ششم اسفند 1391 ] [ 13:15 ] [ رسول ]
میگن ﺗﻮ ﺑﻬﺸﺖ ﯾﻪ ﮐﻼﺳﺎﯾﯽ ﻫﺴﺖ ﺯﻧﮓ ﻣﯿﺰﻧﻦ ﻣﯿﮕﻦ ﺗﺸﮑﯿﻞ
ﻧﻤﯿﺸﻪ ...
[ پنجشنبه بیست و چهارم اسفند 1391 ] [ 16:57 ] [ رسول ]
اينايي كه هر كاري در توانته براشون انجام ميدي آخرش بهت ميگن:
مگه من ازت خواستم؟؟؟؟؟
يعني با ارپي جي بزني لهشون كني بازم كمه..... خالي نميشييييي
[ چهارشنبه بیست و سوم اسفند 1391 ] [ 21:39 ] [ رسول ]
امروز فهمیدم چرا دیوار چین جز عجایب هفتگانه ست
.
ادامه مطلب
[ چهارشنبه بیست و سوم اسفند 1391 ] [ 0:39 ] [ رسول ]
وقتی ” سکوت ” تمام وجودم را فرا میگیرد . . .
اطرافیان فکر میکنن که چه مغرورم . . . .
اما . . .
افسوس که راز این سکوتم را کسی نمیداند . . .
[ سه شنبه بیست و دوم اسفند 1391 ] [ 19:50 ] [ رسول ]
تلخ ترین جای زندگی اونجاست
که آدم به خودش میگه
چی فکر میکردیم چی شد...
[ سه شنبه بیست و دوم اسفند 1391 ] [ 13:47 ] [ رسول ]
عید دیدنی هاشروع شد و میریم که داشته باشیم سوالاتی مثل :
ترم چندی؟
معدلت چنده؟
زن نمی گیری؟
...سربازی نرفتی؟
... نمیخواین یه بچه بیارین؟
ناقلا همش سرت توگوشیه ها...خبریه؟
تو این کامپیوترت چیاداری؟ ( یهو مث اسب میره تو همه درایوا : | )
خانوم خانوما چه بزرگ شدی. دیگه باید به فکر شوهرخوب براش باشیم.مگه نه مامانش؟(همراه با چشمک به مامان دختر)
با حضورعمه،عمو،دایی،خاله،دختر عمو،زندایی، شوهر عمه،پسر خاله و...
[ سه شنبه بیست و دوم اسفند 1391 ] [ 13:39 ] [ رسول ]
شوهر : خانوم ! غذا آمادس ؟
.
.
همسر : هنوز نه باید یه کمی صبر کنی !
... .
.
شوهر : پس من میرم بیرون یه چیزی میخورم و برمیگردم !
.
همسر : لطفا فقط ۵ دقیقه صبر کن !
.
شوهر : یعنی غذا ۵ دقیق دیگه آمادس ؟!
.
همسر : نه دیگه ! من ۵ دقیقه دیگه آماده میشم بریم بیرون !
[ چهارشنبه شانزدهم اسفند 1391 ] [ 22:38 ] [ رسول ]
آب ریزش بینی دارم ، رفتم داروخونه یه قرص ضد حساسیت بگیرم . تو عوارض جانبیش نوشته:
.
.
...
.
.
.
.
.
.
.
سردرد، سرگیجه، نفخ، حالت تهوع، اختلال در خواب دو بینی، اختلال در تشخیص، نارسایی کبد، نارسایی کلیه، نارسایی قلب، سکته قلبی، سکته مغزی، مرگ ناگهانی! ...
پشیمون شدم ، میکشم بالا امنیتش بیش تر :|
[ دوشنبه چهاردهم اسفند 1391 ] [ 10:11 ] [ رسول ]
اونایی که میگن ما امسال آجیل نمی خریم ...
،همونایی هستن که بچه بودیم
قرار میذاشتیم فردای سیزده بدر نریم مدرسه
...
ولی میرفتن
:))))))))))
[ دوشنبه چهاردهم اسفند 1391 ] [ 10:8 ] [ رسول ]
حالا بيست سال ديگه به نوه هات ثابت کن وقتي همسن شما بوديم بربري دونه اي 7 تومن بود :|
ما هم برا خودمون اصحاب کهفي بوديما خبر نداشتيم :دی
[ جمعه یازدهم اسفند 1391 ] [ 0:48 ] [ رسول ]