X
تبلیغات
موسسه مولوی ایوانکی(بچه های حسابداری)
موسسه مولوی ایوانکی(بچه های حسابداری)
برترین موسسه جهان و حومه!!!

گاهی لحظه های سکوت
پر هیاهو ترین دقایق زندگی هستند ...
مملو از آنچه می خواهیم بگوییم ولی نمی توانیم !
جی . دی . سالینجر -

ارسال در تاريخ چهارشنبه بیست و هفتم فروردین 1393 توسط رسول

طعمه لازم نیست
اینجا همه آمده ی خودکشی دسته جمعی اند
رنگ و روی تورت را به رخمان نکش صـیاد
ما از تهی بودن روی آب شناوریم.

ارسال در تاريخ چهارشنبه بیست و هفتم فروردین 1393 توسط رسول

این روزا فقط کم مونده تو تلویزیون زیرنویس کنن: 

هرکی یارانه بگیره خره :|

ارسال در تاريخ چهارشنبه بیست و هفتم فروردین 1393 توسط رسول

ﻓﻘﻂ ايرانيا ﻣﯿﺘﻮﻧن ﻭﺍﮊﻩ ﺍﻧﮕﻠﯿﺴﯽ”ﺍﯾﻤﯿﻞ” رﻭ   

ﻓﺎﺭﺳﯽ ﺳﺎﺯﯼ ﮐﻨن بذارن  "پست الکترونیک"   

که هم پستش انگلیسیه هم الکترونیکش!!

ارسال در تاريخ چهارشنبه بیست و هفتم فروردین 1393 توسط رسول

انتظار ِ شعور از بعضیا مثه این میمونه بری ایستگاه ِ اتوبوس
و منتظر باشی هواپیما بیاد

ارسال در تاريخ چهارشنبه بیست و هفتم فروردین 1393 توسط رسول

ن تو خونه سینه خیز حرکت میکنم
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
چون به محض اینکه پاشم
میگن سرپایی یه چایی بریز :|

ارسال در تاريخ چهارشنبه بیست و هفتم فروردین 1393 توسط رسول
من که میخوام از يارانه انصراف بدم تا این بازيکن پرسپوليس، که فقط یک میلیارد از قراردادش رو از دولت گرفته، بیشتر از این شرمنده زن و بچه‌ش نشه

ارسال در تاريخ چهارشنبه بیست و هفتم فروردین 1393 توسط رسول
گشت گرداگرد مهر تابناک، ایران زمین
روز نو آمد و شد شادی برون زندر کمین

ای تو یزدان ای تو گرداننده مهر و سپهر
برترینش کن برایم این زمان و آن زمین
ارسال در تاريخ پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1392 توسط محسن
دختره 10 سالشه میگه:

" وایییییییی من عاشق فیلمهای کلاسیکم مخصوصاً اونایی که "مريلین مونرو" توش بازی کرده!!

.
.
.
.
.
به جان بچه نداشتم،

من تا همین نیم ساعت پیش فک میکردم "کیم کارداشیان" یکی از محصولات میهنه!! |:

ارسال در تاريخ دوشنبه دوازدهم اسفند 1392 توسط رسول

ﯾﻪ ﺳﺮﯼ ﺑﭽﻪ ﻫﺎﯼ ﻓﺎﻣﯿﻞ ﻫﺴﺘﻦ

ﯾﻬﻮ ﻣﯿﺒﯿﻨﯿﺶ ﮐﻠﯽ ﻗﺪ ﮐﺸﯿﺪﻩ

ﻻﻣﺼﺒﺎ ﻋﯿﻦ ﺍﯾﻦ ﭘﯿﺎﺯﻫﺎﯾﯽ ﻣﯿﻤﻮﻧﻦ كه ﻣﯿﻮﻓﺘﻦ ﺯﯾﺮ ﮐﺎﺑﯿﻨﺖ

ﯾﻬﻮ دراز ﻣﯿﺸﻦ

ارسال در تاريخ دوشنبه دوازدهم اسفند 1392 توسط رسول
توجه کردین یادگاری های روی دیوار و صندلی کلاس های دانشگاه
آموزنده تر از حرف های استاده!!! :)))

ارسال در تاريخ دوشنبه دوازدهم اسفند 1392 توسط رسول
به درخت نگاه کن:
قبل از اینکه شاخه هایش زیبایی نور را لمس کند،
ریشه هایش تاریکی را لمس کرده است؛
گاه برای رسیدن به نور، باید از تاریکی ها گذر کرد

ارسال در تاريخ دوشنبه دوازدهم اسفند 1392 توسط رسول

تنها تلاشش ، انتظار است و سکوت است
پروانه ای که ... ، توی تارِ عنکبوت است

ارسال در تاريخ دوشنبه دوازدهم اسفند 1392 توسط رسول

همیشـه سـکوت نشـانه تائـید حـرف طـرف مقـابل نیسـت ، گاهـی نشـانه قطـع امیـد از سـطح شـعور اوسـت !

ارسال در تاريخ جمعه چهارم بهمن 1392 توسط رسول

تو فیلما نشون میده بچه هه گم میشه مامانش ۲۰ سال اتاقشو دست نخورده نگه داشته . . . . . . . . . . . . . . . . . . من یه بار ۳ روز رفتم اردو برگشتم دیدم اتاقم شده انباری!

ارسال در تاريخ جمعه چهارم بهمن 1392 توسط رسول
وقتی میمیرید نمی فهمید که مُردید، فقط تحملش برای دیگران سخته!
درست مثه وقتیکه بیشعورید :|

ارسال در تاريخ جمعه چهارم بهمن 1392 توسط رسول
حدیثی داریم که میگه:
اصن خدا فامیلو آفرید واسه قطع رابطه :|

ارسال در تاريخ جمعه چهارم بهمن 1392 توسط رسول
نشد من به یکی بگم دیشب دو ساعت خوابیدم 

نگه باباتو که خوبی من دیشب یه ربع خوابیدم 

یعنی تو هر زمینه ای تا ثابت نکنن ازت بدبخت ترن بی خیالت نمیشن..... 

والا!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

ارسال در تاريخ جمعه چهارم بهمن 1392 توسط رسول
گوشی شده قیمت لپ تاپ، لپ تاپ شده قیمت ماشین، ماشین شده قیمت خونه، خونه شده قیمت مرگ، عوضش مرگ ارزونه :|

ارسال در تاريخ پنجشنبه سوم بهمن 1392 توسط رسول

هرچقدر آدمها رو بیشتر میشناسی به حضرت سلیمان بيشتر حق میدی که چرا میرفت با یه مشت گاو و گوسفند و بلبل درد دل میکرد

ارسال در تاريخ پنجشنبه سوم بهمن 1392 توسط رسول
تنــها دعوتــي كه تــوي زندگيــم شــدم از طــرف اسپانســر برنامــه ها بــرا ديــدن  ادامــه برنامــه بــود

ارسال در تاريخ جمعه بیست و هفتم دی 1392 توسط رسول
نمونه ای از دیالوگهای سریالهای صدا و سیما در خانواده های مؤمن و شاد و نورانی :
پدر : پسرم کجا انشاالله ؟
پسر : با اجازه با بچه های مسجد میریم فوتبال آقا جون
پدر : پیر شی پسرم فقط فردا یادت باشه این ریسه ها رو باهم ببندیم جلوی در آخه بهمن ماه نزدیکه
پسر: چشم آقا جون
پدر: انشاالله ریسه های عروسیتو ببندیم
پسر : خدا از دهنتون بشنوه آقا جون ها ها ها ها ها ها ها ها
پدر : برو پدر صلواتی ها ها ها ها ها ها ها هاها ها ها ها ها هی هی هی هی
مادر (از توی آشپزخونه) : پدر و پسر خوب باهم گل میگن و گل میشنوید

:| :| :|
:|
:| :|

:|


:|


:|


:|

ارسال در تاريخ جمعه بیست و هفتم دی 1392 توسط رسول

به ســــــلامتی اونی که .. وقتی میــــدونه ... رو چیزی حساسی...

یا از کاری بدت میـــاد... حواسش هست که ناراحتت نکنه .. !!

ارسال در تاريخ یکشنبه بیست و دوم دی 1392 توسط رسول
ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺘﺎﺩﺍ همچین ﻫﻤﺶ ﺩﺍﺭﻥ 7 ﻭ 6 ﻣﯿﺪﻥ ﺍﻧﮕﺎﺭ ﺑﻔﺮﻣﺎﯾﯿﺪ ﺷﺎﻡ ﺷﺮکت ﮐﺮﺩن :|

ارسال در تاريخ یکشنبه بیست و دوم دی 1392 توسط رسول
اﺻﻼً ﺍﻣﺘﺤﺎﻥ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﺗﻮﻫﻴﻦ ﺑﻪ ﺷﻌﻮﺭ دانشجو ءه :|
ﺍﻣﺘﺤﺎﻥ ﯾﻌﻨﯽ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﻣﺎ ﺷﮏ ﺩﺍﺭﻳﻢ ﺗﻮ ﭼﻴﺰﯼ ﺍﺯ ﺩﺭﺱ ﻓﻬﻤﻴﺪﻩ ﺑﺎﺷﯽ :|
تاکی ما این تحقیرا رو بپذیریم ؟؟؟

ارسال در تاريخ یکشنبه بیست و دوم دی 1392 توسط رسول
از حکیمے پرسیدند: چرا از کسی که اذیتت می کند انتقام نمی گیری؟ با خنده جواب داد: آیا حکیمانه است سگی را که گازت گرفته گاز بگیری یعنی تو عمرم اینطور قانع نشده بودم!!
ارسال در تاريخ یکشنبه بیست و دوم دی 1392 توسط رسول

دوســــــــت عــــزیز والــا کریسمــــس مـــال بـــا کلاس هــا نیــــست !!

 

مـــال مسیـــــحی هاست :| :|

ارسال در تاريخ جمعه ششم دی 1392 توسط رسول

یلداست بگذاریم هر چه تاریکی هست هرچه سرما و خستگی هست

تا سحر از وجودمان رخت بربندد امشب بیداری را پاس داریم

تا فردایی روشن راهی دراز باقیست شب یلدا مبارک!


برچسب‌ها: شب یلدا, موسسه مولوی ایوانکی, حسابداری
ارسال در تاريخ شنبه سی ام آذر 1392 توسط محسن

استادی درشروع کلاس درس، لیوانی پر از آب به دست گرفت. آن را بالا گرفت که همه ببینند... بعد از شاگردان پرسید: به نظر شما وزن این لیوان چقدر است؟....

استادی درشروع کلاس درس، لیوانی پراز آب به دست گرفت. آن را بالا گرفت که همه ببینند... بعد از شاگردان پرسید: به نظر شما وزن این لیوان چقدر است؟

شاگردان جواب دادند: 50 گرم، 100 گرم، 150 گرم
استاد گفت: من هم بدون وزن کردن، نمی دانم دقیقا“ وزنش چقدر است. اما سوال من این است: اگر من این لیوان آب را چند دقیقه همین طور نگه دارم، چه اتفاقی خواهد افتاد؟
شاگردان گفتند: هیچ اتفاقی نمی افتد.

استاد پرسید: خوب، اگر یک ساعت همین طور نگه دارم، چه اتفاقی می افتد؟
یکی از شاگردان گفت: دست تان کم کم درد می گیرد.
حق با توست.. حالا اگر یک روز تمام آن را نگه دارم چه؟

شاگرد دیگری گفت: دست تان بی حس می شود. عضلات به شدت تحت فشار قرار می گیرند و فلج می شوند. و مطمئناکارتان به بیمارستان خواهد کشید و همه شاگردان خندیدند.

استاد گفت: خیلی خوب است. ولی آیا در این مدت وزن لیوان تغییرکرده است؟
شاگردان جواب دادند: نه

پس چه چیز باعث درد و فشار روی عضلات می شود؟ درعوض من چه باید بکنم؟
شاگردان گیج شدند. یکی از آنها گفت: لیوان را زمین بگذارید.

استاد گفت: دقیقا“ مشکلات زندگی هم مثل همین است.
اگر آنها را چند دقیقه در ذهن تان نگه دارید.

اشکالی ندارد. اگر مدت طولانی تری به آنها فکر کنید، به درد خواهند آمد.
اگر بیشتر از آن نگه شان دارید، فلج تان می کنند و دیگر قادر به انجام کاری نخواهید بود.

فکر کردن به مشکلات زندگی مهم است... اما مهم تر آن است که درپایان هر روز و پیش از خواب، آنها را زمین بگذارید.


به این ترتیب تحت فشار قرار نمی گیرند، هر روز صبح سرحال و قوی بیدار می شوید و قادر خواهید بود از عهده هرمسئله و چالشی که برایتان پیش می آید، برآیید!
دوست من، یادت باشد که لیوان آب را همین امروز زمین بگذاری.
زندگی همین است
!

 

ارسال در تاريخ جمعه بیست و نهم آذر 1392 توسط محسن
فقر ، شب را " بی غذا " سر کردن نیست .. فقر ، روز را " بی اندیشه" سر کردن است ...

ارسال در تاريخ دوشنبه بیست و پنجم آذر 1392 توسط رسول
.: Weblog Themes By PayamBlog :.