موسسه مولوی ایوانکی(بچه های حسابداری)
برترین موسسه جهان و حومه!!!
مورد داشتیم دختره اینقد خوشگل بوده.

.

 

.

که استادم رفته ازش جزوه بگیره

ارسال در تاريخ چهارشنبه نوزدهم فروردین ۱۳۹۴ توسط رسول
پسره خارج زندگی میکنه یه عکس از برگه ی اسم فامیل گذاشته نوشته یادش بخیر ایران بودیم از اینا بازی میکردیم

 

.

.خوب بیشعوووور،میدان آزادی که نیس اونجا نباشه.یه تیکه کاغذه.همون جا بازی کن دیگه..

ارسال در تاريخ چهارشنبه نوزدهم فروردین ۱۳۹۴ توسط رسول
 

ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺭﻓﺘﯿﻢ ﺧﻮﻧﻪ ﻋﻤﻮﻡ ﻋﯿﺪ ﺩﯾﺪﻧﯽ ﻣﻮﻗﻊ ﺑﺮﮔﺸﺘﻦ
.
.
.
.
.
.
.
ﻋﻤﻮﻡ ﺟﯿﺒﺎﻣﻮ ﮔﺸﺖ ﻧﯿﻢ ﮐﯿﻠﻮ ﭘﺴﺘﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﺑﻠﻨﺪ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩﻣﻮ
ﺍﺯﻡ ﮔﺮﻓﺖ
ﮐﺎﺭﺵ ﺧﯿﻠﯽ ﺯﺷﺖ ﺑﻮﺩ
ارسال در تاريخ چهارشنبه نوزدهم فروردین ۱۳۹۴ توسط رسول

سال اسب گذشت و شاهزاده رویاهاتون با اسب نیومد
ايشالا امسال از پشت کوه با بز و گوسفنداش بیاد...!
ارسال در تاريخ چهارشنبه نوزدهم فروردین ۱۳۹۴ توسط رسول
سرکلاس آسیب شناسی روانی، استاد هر بیماریه روانی ای رو که توضیح میداد...

من یاد یکی ازاعضای فامیل میفتادم

ارسال در تاريخ دوشنبه هفدهم فروردین ۱۳۹۴ توسط رسول
ﻣﻮﺭﺩ ﺩﺍﺷﺘﻴﻢ
.
.
.
.
.
.
.
.
دختره ﺗﻮ ﺟﺎﺩﻩ ﭼﺎﻟﻮﺱ
ﺩﻣﺎﻏﺸﻮ ﺍﺯ ﺷﻴﺸﻪ ﻣﺎﺷﻴﻦ ﻛﺮﺩﻩ ﺑﻴﺮﻭﻥ
ﻳﻪ ﻧﻔﺴﻰ ﺑﻜﺸﻪ...
ﭘﻠﻴﺲ ﺭﺍﻩ ﺍﺯ ﭘﺸﺖ ﺑﻠﻨﺪﮔﻮ ﮔﻔﺘﻪ
خانم ﺁﺭﻧﺠﺘﻮ ﺑﺒﺮ ﺗﻮ, ﺧﻄﺮﻧﺎﻛﻪ

ارسال در تاريخ دوشنبه هفدهم فروردین ۱۳۹۴ توسط رسول
من یه صندوق صدقه تو اتاقم دارم ، صبح به صبح یه مبلغی میندازم توش، تا آخر ماه یجا که شد برمیدارم میکنم تو جیبم ...
اینطوری هم هفتاد نوع بلا رو دفع کردم ، هم به یه بدبخت کمک کردم
:|

ارسال در تاريخ دوشنبه هفدهم فروردین ۱۳۹۴ توسط رسول
روزهای آخر سال است

با هر کی قهری همین الان پاشو بهش زنگ بزن،فحش بده تا یادش نره که هنوز قهرید..

ارسال در تاريخ دوشنبه هجدهم اسفند ۱۳۹۳ توسط رسول
خارجیا :
” پزشک خانوادگی؛
مکانیک خانوادگی؛
تعمیر کار خانوادگی ؛
نوکر خانوادگی و…..” دارن!
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
..
ما هم بی نهایت فضول خانوادگی داریم!!!!!!!!!
ارسال در تاريخ دوشنبه هجدهم اسفند ۱۳۹۳ توسط رسول
دختره نوشته بود:
فندک یادگاری دوستم مرا سیگاری کرد...!
.
.
.
.
.
.
.
سوال من اینه:

حالا اگه کتاب فیزیک بهت داده بود ناموسن فیزیکدان میشدی...؟
والا بخدا مردم دنبال بهانه میگردن...!

ارسال در تاريخ یکشنبه سوم اسفند ۱۳۹۳ توسط رسول
اگر تونستي آقايي را در ٥ دقيقه نسبت به موضوعي متقاعد كني ... آن آقا پدرته،
اگر ١٥ دقيقه طول كشيد... او برادرته،
اگر ٣٠ دقيقه طول كشيد... او پسرته...
اگر يكساعت طول كشيد... او دوست پسرته،
اما اگر نتونستي و اصلاً هيچ شانس متقاعد كردنش را نداشته باشي...
حتماً آن آقا همسرته!!!

ارسال در تاريخ یکشنبه سوم اسفند ۱۳۹۳ توسط رسول
ﺭﻓﺘﻢ ﺷﯿﺮﯾﻨﯽ ﻓﺮﻭﺷﯽ ﯾﺎﺭﻭ ﺟﻌﺒﻪ ﺷﯿﺮﯾﻨﯽ ﺭﻭ 180 ﺗﺎ ﮔﺮﻩ ﺯﺩ ﺑﻬﺶ ﮔﻔﺘﻢ:
ﺩﺍﺩﺍﺵ ﺍﮔﻪ ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ ﺧﯿﺎﻟﺖ ﺭﺍﺣﺖ ﺑﺸﻪ ﺭﻭﺵ ﺑﻨﻮﯾﺲ لعنت بر پدر مادر کسی که ﺩﺭ ﺟﻌﺒﻪ ﺭﻭ ﺑﺎﺯ ﮐﻨﻪ |:
نمیدونم چرا عصبی شد با لگد پرتم کرد بیرون گفت: اصلا شیرینی نداریم
ولی زر میزد کلی شیرینی داشت خودم دیدم :|

ارسال در تاريخ شنبه دوم اسفند ۱۳۹۳ توسط رسول
ﺗﺎ ﺣﺎﻻ ﺑﻪ ﺍﺳﺘﺎﯾﻞ ﺟﻐﺪ ﺩﻗﺖ ﮐﺮﺩﯾﻦ؟
.
.
.
.
.
.
.
.
ﮐﺼﺎﻓﻂ ﯾﻪ ﺟﻮﺭﯼ ﺑﻪ ﺁﺩﻡ ﻧﮕﺎﻩ ﻣﯿﮑﻨﻪ
ﺍﻧﮕﺎﺭ ﮐﻞ ﺧﺎﻧﺪﺍﻧﻤﻮﻥ ﺭﻋﯿﺖ باﺑﺎﺵ ﺑﻮﺩﻥ :|

ارسال در تاريخ پنجشنبه سی ام بهمن ۱۳۹۳ توسط رسول
از طرف میپرسن : تو از زنت میترسی؟
میگه : چرا باید بترسم؟
.
.
.
لباسارو شستم
اتومو کردم
غذامو پختم

ظرفامو شستم
شیشه هارو تمیز کردم
زیر بچه رو هم عوض کردم

اونی که کاراش مونده باید بترسه!!

ارسال در تاريخ پنجشنبه سی ام بهمن ۱۳۹۳ توسط رسول
پسر داداشم ، 9 سالشه ، اومده میگه :
عمو جوون ،امتحان امروزمو گند زدم
میشه دسته جمعی ،بریم بولینگ!!!!!!
واسه اینکه روحی امون حفظ بشه ؟
اونوخت ما همسن اینا بودیم یه امتحانو خراب میکردیم ،
میبردنمون توو حیاط با ترکه آلبالوی خیس خورده میفتادن به جونمون درس عبرت شه واسه همه!!!!!!:|

ارسال در تاريخ پنجشنبه سی ام بهمن ۱۳۹۳ توسط رسول
وقتی با خودم میگم کاش میشد به گذشته برگشت


. سریع بعدش یاد شبای امتحان میفتم و میگم غلط کردم!

ارسال در تاريخ چهارشنبه بیست و نهم بهمن ۱۳۹۳ توسط رسول
ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ ﺗﻮ ﭘﺎﺳﺎﮊ ﺩﻭﺭ ﻣﯿﺰﺩﯾﻢ ﻣﺎﺩﺭ ﺩﺧﺘﺮﻩ ﭼﻨﺎﻥ ﺑﺎ ﻣﺸﺖ ﺯﺩ ﺗﻮ ﮐﻤﺮﺵ
ﺩﺧﺘﺮﻩ ﺑﺎ ﭘﺸﺘﮏ ﻭ ﻭﺍﺭﻭ ﺍﺯ ﭘﻠﻪ ﻫﺎ ﺍﻓﺘﺎﺩ ﻭ ﺑﺎ ﺩﻣﺎﻍ ﮐﻒ ﺁﺳﻔﺎﻟﺖ ﮐﺸﯿﺪﻩ
ﺷﺪ ....
ﺑﻠﻨﺪ ﺷﺪ ﺑﻪ ﻣﺎﺩﺭﻩ ﮔﻔﺖ ﭼﺮﺍ ﻣﯿﺰﻧﯽ ؟

.
.
.
.
ﻣﺎﺩﺭﻩ ﮔﻔﺖ ﺻﺪ ﺑﺎﺭ ﺑﻬﺖ ﮔﻔﺘﻢ ﻗﻮﺽ ﻧﮑﻦ !!!.

ارسال در تاريخ چهارشنبه بیست و نهم بهمن ۱۳۹۳ توسط رسول
بابام بهم میگه زمان ما بچه حق نداشت دست به کنترل بزنه
سه روز دارم قانعش میکنم که زمان شما کنترل نبود
میگه گوه نخور احترام که بود!!

ارسال در تاريخ چهارشنبه بیست و نهم بهمن ۱۳۹۳ توسط رسول
5ساعت یه بند پای نت بودم هیچیم نشد …
تا کتابمو باز کردم
گشنم شد
کلیه هام به کار افتاد
خوابم گرفت
حالت تهوع گرفتم
و….
کم مونده بود سرطان بگیرم که …
دیگه کتابمو بستم ! 
والللاااا...
از سلامتیم که واجب تر نیست ...

ارسال در تاريخ شنبه بیست و پنجم بهمن ۱۳۹۳ توسط رسول
به دختره میگم “زرگر” رو با کدوم “ز” مینویسن؟
میگه با “ز” یه نقطه
من
ز
ض
ظ
ذ
.
نخند.دختره دیگه!

ارسال در تاريخ شنبه بیست و پنجم بهمن ۱۳۹۳ توسط رسول
دختره انقدر پست عاشقانه گذاشته که
دل منم واسه پسره تنگ شده 
داداش اگه راه داره
برگرد...
خیلی آقایی

ارسال در تاريخ شنبه بیست و پنجم بهمن ۱۳۹۳ توسط رسول
دیدید میرید تو این مغازه ها جلو درش تابلو زدن با لبخند وارد شوید

 

 

با این قیمتا به ریش پدرت بخندیم اخه مردک

والا

ارسال در تاريخ شنبه بیست و پنجم بهمن ۱۳۹۳ توسط رسول
یه تبلیغ خوندم له ام کرد
.
.
.
.
.
.
.
.
روغن مار
.
صد درصد گیاهی .!!

ارسال در تاريخ جمعه بیست و چهارم بهمن ۱۳۹۳ توسط رسول
طرف برادرشو نصیحت میکرده میگه وقتی ازدواج کردی اقتدار داشته باش،مثل من..
دیشب به زنم گفتم باید ساعت یازده آب گرم باشه، اونم آبو گرم کرد...
داداشش گفت ساعت یازده آب گرم میخواستی چیکار؟
گفت: آخه پوستم حساسه نمیتونم با آب سرد ظرف بشورم!!!

 

ارسال در تاريخ یکشنبه نوزدهم بهمن ۱۳۹۳ توسط رسول
بیل گیتس وزاکربرگ و استیو جابز بعدترک تحصیل به موفقیت وثروت رسیدن؛
ولی اونا ازهاروارد ترک تحصیل کردن،نه از پیام نور رستم آباد :|
شما به تحصیل ادامه بدی بهتره گُلممممم....

والا دیگه

ارسال در تاريخ یکشنبه نوزدهم بهمن ۱۳۹۳ توسط رسول
من اگه زبون حیوونا رو بلد بودم حتما میرفتم از دل کرگدن در میاوردم ....
خیلی غمگينه ...
نمیدونم چرا...

ارسال در تاريخ یکشنبه نوزدهم بهمن ۱۳۹۳ توسط رسول
ﺧﺪﻣﺖ ﺩﻭﺳﺘﺎﯼ ﻻﻝ ﺧﻮﺩﻡ عارض شم ﮐﻪ ﻣﯿﮕﻦ ﺩﻭﻟﺖ ﺁﻟﻤﺎﻥ ﺣﺎﺿﺮﻩ ﻣﺎﻫﯽ 5 ﻣﯿﻠﯿﻮﻥ ﯾﻮﺭﻭ ﺑﻪ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺑﺪﻩ
ﻓﻘﻂ ﺑﻪ ﺷﺮﻃﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺳﻮﺳﯿﺲ آشغالیا  ﻧﮕﻦ ﺳﻮﺳﯿﺲ ﺁﻟﻤﺎﻧﯽ !

ارسال در تاريخ دوشنبه سیزدهم بهمن ۱۳۹۳ توسط رسول
 

دختره تو چالوس دماغشو
از شیشه ماشین آورده بیرون یه نفسی بکشه

.
.
.

پلیس راه پشت بلندگو گفته:
خانم آرنجتو ببر تو خطرناکه...

ارسال در تاريخ دوشنبه سیزدهم بهمن ۱۳۹۳ توسط رسول
کی میگه پشه ها 2 روز عمر میکنن الان یکیشون یکسال تو اتاق منه شبا با ویلچر میاد نیش میزنه میره

منم به احترام موی سفیدش چیزی بهش نمیگم

ارسال در تاريخ دوشنبه سیزدهم بهمن ۱۳۹۳ توسط رسول
 
این فیلم خارجیا رو دیدین؟؟؟؟
بچهه که خوابش میبره
مادرش میاد آروم یه پتو میکشه روش
یه بوس کوچولوش میکنه میره ...
حالا من که خوابم میبرد
مادرم یه لحاف کرسیه ۲۰۰ کیلویی رو از ارتفاع ۲متری
زاااارچچچ مینداخت روم
پشت بندشم بابام که مثلا حواسش نبود پامو لقد میکرد ...
بعد که من مثل جن زده ها میپریدم !!!!
دو تائی با هم میخندیدن میگفتن:
پدر سوخته الکی خودشو به خواب زده بود!!!!!!!!
ارسال در تاريخ یکشنبه پنجم بهمن ۱۳۹۳ توسط رسول
.: Weblog Themes By PayamBlog :.